چه چیزی مهمترین است؟


این وبلاگ تلاش می نماید تا یک راه عملی جهت شناخت خود و مدیریت بر خود در راه رسیدن به ارزشهای انسانی ارائه دهد و نیاز مند کمک دوستان و صاحب نظران در این رابطه می باشد.

بیانیه ماموریت ما (1)

بحث تا اینجا بود که نیاز به یک بیانیه ماموریت شخصی داشتیم که بر اساس نقشها، ارزشها و ماموریتهای ما به عنوان یک قانون اساسی ما را به اهدافمان رهنمون شود.

نقشهای ما چیست؟

ما در زندگی خود نقشهای زیادی را به ایقا می کنیم. بعضی از آنهاعبارتند از:

  • فرزند، خواهر یا برادر، همسر، پدر یا مادر، و...
  • راننده، مسافر، شهروند، هموطن، عضوی از کره زمین، انسان.......
  • کارمند، مدیر، مسئول، .....
  • تلفن کننده، کاربر کامپیوتر، فرد مجازی، .....
  • خریدار، فروشنده،مشتری خدمات،.....
  • نمازگذار، خادم، بنده،......
  • فراگیر، معلم، آموزش دهنده،استاد، مربی، راهبر، عارف،....
  • تسلی بخش، مشاور، مرشد، پیرو، حامی،......
  • .........
  1. لیستی از مهمترین نقشهایی که هر روز ایفا میکنید را بنویسید(سعی کنید با ادغام نقشها تعداد آنها را محدود کنید).
  2.  در اولین قدم این نقشها را بر اساس آنچه باید باشد و برای شما اولویت دارد لیست کنید.
  3. حالا به هریک از آنها بر اساس کیفیتی که آن نقش را ایفا میکنید امتیاز بدهید. (مثلا از یک تا 5 امتیاز بدهید)
  4. چه چیزی را دریافت میکنید؟.........

 

به عنوان مثال ممکن است یکی اولویت نقشهایی که داراست به این صورت باشد:

- همسر، پدر، استاد، حامی، فراگیر، معلم، شهروند، کارمند، مشتری.

اما وقتی به کیفیت نقشها نگاه میکنید می بیند که مثلا نقش مشتری را به بهترین نحو ایفا می کند سپس کارمند بسیار خوبی است، پدر لایقی است اما اولویت اول نقشها که همسر بودن است نمره کیفی پایینی می آورد بدین صورت:

- همسر(2)، پدر(4)، استاد(1)، حامی(3)، فراگیر(5)، معلم(3)، شهروند(1)، کارمند(5)، مشتری(5).

 

شاید به این نتیجه برسیم که بایست کمی بر اساس اولویتهای خودمان پیش برویم. حالا اگر خیلی حرفه ای خرید نکنیم اشکال ندارد اما اگر وضعیت زندگی با همسرمان که بر اساس دیدگاه خودمان بالاترین اولویت را دارد را رها کنیم در آینده خود دچار همان دردهایی از زندگی خواهیم شد که در پستها قبلی از آنها یاد شد.

 

و اگر باز هم به عنوان مثال بنده خدا بودن و انسان بودن را در اولویتهای نخستین قرار دهیم و کیفیت این نقشهای خود را ارزیابی کنیم به این نتیجه برسیم که همسر خوبی هستیم که اولویت بالاترش که بنده خدا بودن است را نادیده گرفته است و به همین دلیل در زندگی آن آرامش ناشی از زندگی بر اساس اولویتها و ارزشها را درک نمی کنیم.

 

راستی نقشهای شما چیست؟ و چه اولویتهایی دارد؟

   + سعید - ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٢/۱

خودتان باشید اما درحد کمال

در تکاپوی زندگی مدرن بسیاری از ما چنان در پیچ و خمهای زندگی در گیر شده ایم که ارتباط خود با ارزشهای عمیقی که به راستی برایمان حائز اهمیت است را ازدست داده ایم. ارزشهای از قبیل ارزشهای اعتقادی  و دینی ،  ارتباطات قوی خانوادگی،ثمر بخش بودن فعالیتها، خدمت به همنوع، پیروی از رهنمونهای درونی و ...

دریافتن آنچه برای ما با اهمیت است چیز ساده ای نیست؛ باید درون خود را بکاویم و دست به تلاشی ذهنی بزنیم تا تشخیص دهیم که واقعا چه چیزی برای ما مهم است . اما اگر این کار را انجام دهیم در خواهیم یافت که

در مرکز حیات ما چه چیزی نهفته است؟

و آنگاه آماده خواهیم شد که آن را به اهداف معنی داری ترجمه کنیم و آنها را در زندگی روزمره خود به کار اندازیم و شاید به دیگران نیز کمک کنیم که تا این کار را انجام دهند و سرانجام ارزشهای مشترک بشریت در زندگی روزمره انسانها نقش اساسی خواهند داشت.

ما می خواهیم که :

  • به آرامشی درونی برسیم که حاصل زندگی منطبق با ارزشهای درونمان است و
  • به قابلیتها و قدرتهایی که در وجودمان هست پی ببریم و اینکه چگونه این قابلیتها و توانایی ها به ما کمک می کنند که به آنچه به راستی برایمان حائز اهمیت است برسیم.

ما بدنبال فرایندی هستیم که ما را یاری کند تا بدانیم

براستی کیستیم؟

موجودی منحصر به فرد با آمیزه ای از استعدادها، خلقیات، توانایی ها ، ضعفها، احساسات، امکانات، و استعدادهای بالقوه!

و اینکه چه نقشهایی در زندگی داریم : پدر، مادر، شریک، پسر ، دختر، تهیه کننده، رهبر، همسر، کارمند، راهنما، دانش آموز و.... . برای هریک از این نقشها چه ارزشهایی حاکم هستند و در نهایت

ما چگونه زندگی می کنیم

و چگونه نقش خود را ایفا می کنیم. بر اساس این نقشها و ارزشهای بنیادین تعیین خواهیم کرد که

چکیده ماموریت شخصی هر یک از ما چیست؟

وقتی ما تصویری روشن از خود حقیقیمان داشته باشیم. می توان اهداف بلند مدت و معنی دار مرتبط با نقشهای زندگی مان را پیدا نمود و مطمئن شویم که اقدامات هر روز ما بر اساس اهداف بلند مدتمان است و بدین ترتیب ما به بالاترین دستاورد که همان آرامش درونی است خواهیم رسید.

در این فرایند به ارزیابی ارزشها نمی پردازد. بحث برسر این نیست که چه ارزشهایی بد هستند و چه ارزشهایی خوب (که البته این مسئله ممکن است توسط دیگران مورد بحث قرار بگیرد) بلکه مهم اینست آیا ما بر اساس ارزشهایمان زندگی می کنیم یا خیر و هدف از این نوشتار اینکه

خودمان باشیم اما در حد کمال!

در ادامه این نوشتار در مورد این فرایند و مشخص شدن نقشها و ارزشها و ماموریت شخص ایمان و هدف گذاری و برنامه رسیدن به آنها مطالبی خواهد آمد که نیازمند غنی شدن توسط متفکرین و دوستان می باشد.

   + سعید - ۳:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/۱٠