چه چیزی مهمترین است؟


این وبلاگ تلاش می نماید تا یک راه عملی جهت شناخت خود و مدیریت بر خود در راه رسیدن به ارزشهای انسانی ارائه دهد و نیاز مند کمک دوستان و صاحب نظران در این رابطه می باشد.

دکتر G.Venkataswamy موسس بیمارستانهای آراویند هند

هندی ها خصوصیاتی دارند که شاید اگر ما در بعضی موارد از آنها پیروی می کردیم وضعیتی به مراتب بهتر داشتیم. رفتارها و کردارهای هر ملتی قابل نقد است ولی چه خوب است که بتوانیم سره را از ناسره جدا نموده و به رفتارهای خوب آنها توجه کنیم. یکی از رفتارهای خوب آنها اینست که از بزرگان خود پیروی می کنند.

 

دکتر V  یکی از جوانان هند بود که در سال 1918 در یکی از روستاهای هند در استان تامیل نادو ( جنوب شرق هند)  که یکی از عقب افتاده ترین استانهای هند است بدنیا آمد . ایشان در سال 1944 از همان استان مدرک پزشکی گرفت چهار سال پس از تحصیل به بیماریی (rheumatoid arthritis) مبتلا شد که دستانش حالت طبیعی خود را از دست دادند و انگشتانش توانایی های انگشتان معمولی را نداشتند. او به تحصیل خود در چشم پزشکی ادامه داد و یک چشم پزشک شد. او میدید که هند یکی از مناطقی است که بیشترین افراد بخاطر فقر و عدم تشخیص و درمان به موقع بیماری های چشم کور می شوند. تصمیم گرفت که بیمارستانی ایجاد نماید که بتواند به این بیماران کمک کند.

 

بیمارستان آراویند در سال 1976 تاسیس شد و شامل دو بخش بود. در یک بخش بیمارانی که قادر به پرداخت حق الزحمه هستند مورد درمان قرار میگیرند و در بخش دیگر بیمارانی که بصورت رایگان پذیرش می شوند. از نظر پزشک و نوع پذیرایی هیچ گونه فرقی بین این بیماران نیست و فقط زمان انتظار در حالت رایگان بیشتر است و نوع مکانی که برای استراحت به بیمار می دهند فقیرانه تر می باشد. البته هزینه معاینه چشم پزشکی نیز آنچنان نیست که مردم به سمت بخش رایگان بروند. به پول ما در سال 2007 مبلغ 50 تومان برای معاینه و مبلغ 7500 تومان برای عمل آب مروارید!!

 

خدمات وی به اینجا ختم نشد او در طی 30 سال گذشته 5 شعبه بیمارستان در استان تامیل نادو که 90 میلیون نفر جمعیت دارد تاسیس کرد. همه آنها چشم پزشکی بودند و هر کدام 5 مرکز معاینه در روستاها دارند. این پنج مرکز با ساده ترین وسایل معاینه تصویر چشم را توسط پرستاران دستیار چشم پزشک به بیمارستان مرکز می فرستند و یک پزشک در هر بیمارستان تمامی بیماران هر کدام از 5 مرکز وابسته به خود را از راه دور ( از طریق چت و تلفن) معاینه می کند و نسخه تجویز می کند.

 

بجز این با توجه به فرهنگ مذهبی هندی ها، بصورت منظم برنامه های معاینه افراد دور از دسترس را در هر بیمارستان اجرا میکنند و بصورت رایگان تیمی به یکی از معابد ارسال می شود و در یک روز از ابتدایی ترین تشخیص تا تجویز عینک و یا معرفی به بیمارستان بصورت رایگان انجام می شود. برای اینکه هندی ها هزینه رفتن به بیمارستان را هم ندارند سرویسهایی برای آوردن آنها به بیمارستان مرکز و پذیرایی دو روزه از آنها در نظر گرفته شده  است.

 

در نظر بگیرید که در هند خیلی از ساکنان حتی شناسنامه ندارند چه رسد به بیمه تامین اجتماعی و یا .... . و جالب اینکه از نظر مالی این بیمارستانها در وضعیت مطلوبی هستند!!.

 

دکتر V  با وجود مشکلی که در انگشتانش داشت 100000 عمل جراحی آب مروارید موفق ( که دستان خیلی در آن نقش دارند) و به روایتی 300000 عمل انجام داده است.

 

این بیمارستانها به حدی موفق بوده اند که WHO برنامه های مختلفی برای آنها ترتیب داده است و  به یکی از مهمترین مراکز آموزش مدیریت بیمارستان!! در منطقه تبدیل شده است و مدرسانی از آمریکا، کانادا، اروپا و آسیا به آنجا می آیند و بسیاری از روسای بیمارستانهای آفریقایی در آنجا آموزش جدیدترین شیوه های مدیریت بیمارستان ( چیزی که در ایران هنوز ایجادنشده است) می بینند. طبق آمار بیمارستانها در سال 2007 حدود 2.4 میلیون نفر در این بیمارستانها بصورت خارج از مرکز معاینه شده اند. 280 هزار نفر عمل شده اند و اینها جدا از 2400نفری است که بصورت روزانه در بیمارستان معاینه می شوند.

 

کارکنان بیمارستان دکتر V  را در حد پرستش می ستایند و او را دوست دارند. در مرکز لایکو (مرکز اموزش بیمارستان آراویند) پرستش گاهی وجود دارد که مجسمه او را گذاشته اند و در هنگام پرستش روزانه خود به او نیز ارج می نهند.

 

حالا سوال اینست؟؟ چرا دکتر V  به این چهره تبدیل شد که تا قرنها بعد نامش جاودان می ماند وخدماتش ادامه می یابند. چرا او توانست به این اهداف بزرگ در آن کشور فقیر دست پیدا کند؟

 

دکتر V  در وهله اول خود را به خوبی می شناخت از توانایی ها و ضعفهای خود به صورت کاملی اطلاع داشت . بعد و مهمتر اینکه  

 او چشم انداز داشت

 

او توانست ماموریتش را که به رسیدن به چشم اندازش در ریشه کنی کوری در هند به انجام برساند.

 

یکی از جملات مورد علاقه اش بدین مضمون بود:

بدا به حال کسی که چشم ندارد اما بدتر از آن اینست که چشم داشته باشی ولی چشم اندازی نداشته باشی!

 

شما می توانید با اسم ایشان در اینترنت بگردید و مطالب خیلی خوبی را از او که مرد جشم انداز (the Man of Vision)  نامیده شد پیدا کنید. مثلا:

http://www.fastcompany.com/magazine/43/drv.html

http://en.wikipedia.org/wiki/Govindappa_Venkataswamy

 

 

   + سعید - ٦:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٧/۱۱