چه چیزی مهمترین است؟


این وبلاگ تلاش می نماید تا یک راه عملی جهت شناخت خود و مدیریت بر خود در راه رسیدن به ارزشهای انسانی ارائه دهد و نیاز مند کمک دوستان و صاحب نظران در این رابطه می باشد.

نوروز مبارک

سلام

نوروز بر همگی مبارک باد.

هنگام تحویل سال جدا از تمامی ادعیه و درخواستهای سلامتی و بهروزی به خدای بزرگ شاید بهتر باشد که فرصت را غینمت بشماریم و نگاه کنیم که کجای کار هستیم.

چه اهدافی داشته ایم

جقدر از آنها محقق شده اند

چه اهدافی را برای سال ٨٩ در نظر گرفته ایم (باید در پایان سال چه کسی باشیم؟ کجا باشیم؟ در چه مرحله ای از زندگی قرار گرفته باشیم.؟)

و چه خوب است که این اهداف و برنامه ها را در یک دفتر مخصوص یادداشت کنیم و در آخر سال مرور کنیم که به کدام اهداف رسیدیم و چرا و به کدام اهداف نرسیدیم و چرا

دفتر ما در سالهای آینده مشخص می کند که ما که هستیم چگونه تصمیم گیری می کنیم چقدر به اهدافمان پایبندیم و چگونه مسیر زندگیمان را تعیین و در آن حرکت می کنیم.

سالی پر از بهروزی و شادکامی و سرور  برایتان آرزومندم

تحولتان مبارک!

 

   + سعید - ۳:٢٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/٢٩

قانون اساسی ما چیست؟

ملت ها سعی کرده اند تا خردمندان خود را جمع کنند تا بوسیله آنها قانون اساسی کشورشان را تنظیم کنند. اینکه بالاترین ارزشها چیست؟ بالاترین حقوق هر فرد و هر ملت چیست؟ ماموریت های مردم و مسئولیتهای جامعه چه چیزهایی باید باشد مسائلی است که در قانون اساسی کشورها به دقت بررسی، تدوین و ثبت شده است. و بعدها با افزودن متمم هایی تکمیل شده است.

در شرکتها نیز قانون اساسی هر شرکت در برنامه استراتژیک آن نوشته شده است. دراین برنامه، چشم اندازها ،‌ ماموریتها و ارزشها ی هر شرکت ثبت شده و همه افراد آن شرکت متعهد شده اند که از آنها پیروی کنند.

اما  ایا هر فرد نیز برای خود قانون اساسی دارد. هر خانواده چطور؟ آیا ما مشخص کرده ایم که در قانون اساسی ما چه چیزهایی ارزش های با اولویت بالا دارند و کدام ارزشها اولویت کمتری دارند و اینکه ما چه ماموریتی در این دنیا داریم؟

در حقیقت قانون اساسی هر شخص بر سه پایه استوار است:

- ارزشها

- نقشها

- ماموریتها

که این سه عنصر خود نیز ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند.

ما در زندگی خود نقشهای متفاوتی را ایفا می کنیم و در هر یک از این نقشها پیش فرضهایی را به عنوان باور و ارزش برای خود در نظر گرفته ایم. نقشها ممکن است  توسط خودمان یا دیگران برای ما انتخاب شده باشند و ممکن است آن چیزی نباشند که ما می خواسته ایم . به هر حال آنها با ارزشهای ما کاملا از یکدیگر متاثر هستند. و این دو باعث می شوند که ما ماموریت زندگی خود را مشخص کنیم و یا اینکه ماموریتی را بدون آنکه مشخصش کنیم انجام دهیم!!

تعادل در این معادله سه تایی باعث می شود که زندگی متعادلی نیز داشته باشیم.  به عنوان مثال تمایل به کامیابی مالی از یک طرف و تمایل به فعالیتهای خیریه و بشردوستانه از طرف دیگر ما را به این سو و آنسو می کشد و حل معادله سه تایی در راستای ماموریت ماست که مشخص می کند که به کدام سو حرکت کنیم.

ما به دنبال تدوین ماموریت شخصی خود در سایه اطلاعات شفاف و واقع بینانه امان از نقشها و ارزشهای بنیادین زندگی امان هستیم .

   + سعید - ٤:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/۱