چه چیزی مهمترین است؟


این وبلاگ تلاش می نماید تا یک راه عملی جهت شناخت خود و مدیریت بر خود در راه رسیدن به ارزشهای انسانی ارائه دهد و نیاز مند کمک دوستان و صاحب نظران در این رابطه می باشد.

بیانیه ماموریت ما 3

ارزشهای بنیادین ما

نکته هایی که در پست قبلی در مورد ارزشهای بنیادین زندگی ما بایست مورد توجه قرار بگیرد را می توان بدین صورت ارائه نمود:

اول از همه اینکه ارزشهای بنیادین ما عبارتند از چیزهایی که به اعتقاد ما بیشترین اهمیت و بالاترین اولویت را در زندگی مان دارند. این ارزشها در افراد مختلف متفاوت هستند اما هر چقدر  ما بتوانیم ارزشهای زندگی خود را به دقت تعیین کنیم می توانیم به همان اندازه  خود واقعی خود را بشناسیم. 

شاید اگر کمی به دوران کودکی خود برگردیم لحظاتی را دریابیم که فعالیتی را انجام داده ایم که با آنچه برای ما ارزش داشته است در تعارض بوده است. در این لحظات ممکن است درد ناشی از شکاف بین ارزشها و آنجه انجام می دهیم را کشف کرده باشیم. کتک زدن خواهر یا برادر کوچکترمان، اذیت کردن حیوانات و.............. و دریافته ایم که تنها راه برگردان زندگی مان به آرامش آنست که کردار خود را به چارچوبی که ارزشهای بنیادین ما با آنها هماهنگ است برگردانیم.

دو نکته اساسی که بایست به آنها توجه کنیم  عبارتند ازاینکه اولا کردار ما نتیجه احساسی است که نسبت به دانسته های خود داریم و ثانیا " زمانی که اجازه می دهیم اقداممان در تعارض با ارزشهای بنیادیمان باشد ما حصل بسیار درد آور و به صراحت نابخردانه است.

سیگار کشیدن مضر است ولی باورش نداریم

فایده تعیین ارزشهای بنیادین:

1-      دارای ارزشهای بنیادین هستیم

2-      چگونه آنها بخش اعظمی از رفتار ما را تشکیل داده است

3-      برخی از ارزشها شما را به سمت رفتاری سوق می دهندکه در تعارض با آرمش درونی مان است

4-      برخی از ارزشهایی که برایمان مضر است را میتوان تغییر داد.

   + سعید - ۱:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٤/۳٠

 

   + سعید - ٦:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٤/٢٩

بیانیه ماموریت ما (2)

سلام.

تا اینجا گفتیم که هر کدام بایست نقشهایی را که داریم و یا اینکه می خواهیم داشته باشیم را مشخص کنیم. اولویت بندی کنیم و سپس ببنیم آیا آنقدر که اولویت آنها بالاست آنها را خوب انجام می دهیم یا خیر. مثلا من ممکن است نقش همسری خود را آنقدر که نقش مشتری بودن را خوب انجام می دهم ایفا نکنم در حالی ک همسر بودن اولویتی بالاتر از مشتری بودن دارد.

حالا بیایید ببینیم در هر یک از نقشهایی که برای خود انتخاب می کنیم چه ارزشهایی برای ما وجود دارد و کدام یک از این ارزشها مهمتر است. در این  حالت مثلا ممکن است در نقش بندگی خدا بجا آوردن واجبات مهم؛ دوری از گناهان مهم و انجام مستحبات و دوری از مکروهات در درجه دوم باشد. در نقش پدر بودن، رشد معنوی و فکری فرزند ارزش باشد و در نقش فرزندبودن، احترام و حل کردن مشکل والدین ارزش باشد. همچنین در نقش مشتری بودن، مراقبت از اموال در معامله و در نقش فروشندگی سود کردن مهم باشد. همچنین در نقش همسر بودن، صداقت و صمیمت ارزشهای بالا باشند و پاکیزگی و درایت ارزشهای بعدی، در نقش معلمی یاد دادن زندگی کردن اولویت بالا و درس آموختن اولویت بعدی باشد.

شما می توانید بسیاری از ارزشهایی را که در هر نقش برای شما اولویت دارد را برای خود بنویسید اما ما نیاز داریم که این ارزشها را در یک لیست اولویت بندی کنیم. حالا می فهمیم که اگر درست بر اساس اولویت هایمان زندگی کرده باشیم مثلا اگر برای سود بیشتر دروغی می گوییم به این معنی است که اولویت سود آوری بالاتر از صداقت است برای ما. و اگر با اینکه در شغلمان به بسیاری از بدیها متهم می شویم و بسیاری دردها را متحمل می شویم اما کارمان را درست انجام می دهیم معلوم است که برای ما ارزش درستکاری بالاتر از گرفتن حقمان است.

- لیستی از ارزشهای زندگی خود را از دل نقشهایی که دارید ایجاد کنید و به دقت اولویتهای ارزشهای خود را مشخص کنید.

 - سعی  کنید همیشه بر اساس ارزشهای خود زندگی کنید و گرنه بدون اینکه متوجه شوید در درون خود تناقض ایجا کرده اید و دچار بهم ریختگی می گردید.

مثلا اگر رعایت حقوق دیگران بیشتر از به موقع رسیدن سر کار برایتان اولویت دارد،‌پس  هرگز بخاطر چند دقیقه زودتر رسیدن (دیر تر نرسیدن)‌ حق بقیه افرادی که در حال رانندگی هستند را ضایع نکنید و قس علی هذا..........

 

موفق باشید.

   + سعید - ٥:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۸

بیانیه ماموریت ما (1)

بحث تا اینجا بود که نیاز به یک بیانیه ماموریت شخصی داشتیم که بر اساس نقشها، ارزشها و ماموریتهای ما به عنوان یک قانون اساسی ما را به اهدافمان رهنمون شود.

نقشهای ما چیست؟

ما در زندگی خود نقشهای زیادی را به ایقا می کنیم. بعضی از آنهاعبارتند از:

  • فرزند، خواهر یا برادر، همسر، پدر یا مادر، و...
  • راننده، مسافر، شهروند، هموطن، عضوی از کره زمین، انسان.......
  • کارمند، مدیر، مسئول، .....
  • تلفن کننده، کاربر کامپیوتر، فرد مجازی، .....
  • خریدار، فروشنده،مشتری خدمات،.....
  • نمازگذار، خادم، بنده،......
  • فراگیر، معلم، آموزش دهنده،استاد، مربی، راهبر، عارف،....
  • تسلی بخش، مشاور، مرشد، پیرو، حامی،......
  • .........
  1. لیستی از مهمترین نقشهایی که هر روز ایفا میکنید را بنویسید(سعی کنید با ادغام نقشها تعداد آنها را محدود کنید).
  2.  در اولین قدم این نقشها را بر اساس آنچه باید باشد و برای شما اولویت دارد لیست کنید.
  3. حالا به هریک از آنها بر اساس کیفیتی که آن نقش را ایفا میکنید امتیاز بدهید. (مثلا از یک تا 5 امتیاز بدهید)
  4. چه چیزی را دریافت میکنید؟.........

 

به عنوان مثال ممکن است یکی اولویت نقشهایی که داراست به این صورت باشد:

- همسر، پدر، استاد، حامی، فراگیر، معلم، شهروند، کارمند، مشتری.

اما وقتی به کیفیت نقشها نگاه میکنید می بیند که مثلا نقش مشتری را به بهترین نحو ایفا می کند سپس کارمند بسیار خوبی است، پدر لایقی است اما اولویت اول نقشها که همسر بودن است نمره کیفی پایینی می آورد بدین صورت:

- همسر(2)، پدر(4)، استاد(1)، حامی(3)، فراگیر(5)، معلم(3)، شهروند(1)، کارمند(5)، مشتری(5).

 

شاید به این نتیجه برسیم که بایست کمی بر اساس اولویتهای خودمان پیش برویم. حالا اگر خیلی حرفه ای خرید نکنیم اشکال ندارد اما اگر وضعیت زندگی با همسرمان که بر اساس دیدگاه خودمان بالاترین اولویت را دارد را رها کنیم در آینده خود دچار همان دردهایی از زندگی خواهیم شد که در پستها قبلی از آنها یاد شد.

 

و اگر باز هم به عنوان مثال بنده خدا بودن و انسان بودن را در اولویتهای نخستین قرار دهیم و کیفیت این نقشهای خود را ارزیابی کنیم به این نتیجه برسیم که همسر خوبی هستیم که اولویت بالاترش که بنده خدا بودن است را نادیده گرفته است و به همین دلیل در زندگی آن آرامش ناشی از زندگی بر اساس اولویتها و ارزشها را درک نمی کنیم.

 

راستی نقشهای شما چیست؟ و چه اولویتهایی دارد؟

   + سعید - ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٢/۱

نوروز مبارک

سلام

نوروز بر همگی مبارک باد.

هنگام تحویل سال جدا از تمامی ادعیه و درخواستهای سلامتی و بهروزی به خدای بزرگ شاید بهتر باشد که فرصت را غینمت بشماریم و نگاه کنیم که کجای کار هستیم.

چه اهدافی داشته ایم

جقدر از آنها محقق شده اند

چه اهدافی را برای سال ٨٩ در نظر گرفته ایم (باید در پایان سال چه کسی باشیم؟ کجا باشیم؟ در چه مرحله ای از زندگی قرار گرفته باشیم.؟)

و چه خوب است که این اهداف و برنامه ها را در یک دفتر مخصوص یادداشت کنیم و در آخر سال مرور کنیم که به کدام اهداف رسیدیم و چرا و به کدام اهداف نرسیدیم و چرا

دفتر ما در سالهای آینده مشخص می کند که ما که هستیم چگونه تصمیم گیری می کنیم چقدر به اهدافمان پایبندیم و چگونه مسیر زندگیمان را تعیین و در آن حرکت می کنیم.

سالی پر از بهروزی و شادکامی و سرور  برایتان آرزومندم

تحولتان مبارک!

 

   + سعید - ۳:٢٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/٢٩

قانون اساسی ما چیست؟

ملت ها سعی کرده اند تا خردمندان خود را جمع کنند تا بوسیله آنها قانون اساسی کشورشان را تنظیم کنند. اینکه بالاترین ارزشها چیست؟ بالاترین حقوق هر فرد و هر ملت چیست؟ ماموریت های مردم و مسئولیتهای جامعه چه چیزهایی باید باشد مسائلی است که در قانون اساسی کشورها به دقت بررسی، تدوین و ثبت شده است. و بعدها با افزودن متمم هایی تکمیل شده است.

در شرکتها نیز قانون اساسی هر شرکت در برنامه استراتژیک آن نوشته شده است. دراین برنامه، چشم اندازها ،‌ ماموریتها و ارزشها ی هر شرکت ثبت شده و همه افراد آن شرکت متعهد شده اند که از آنها پیروی کنند.

اما  ایا هر فرد نیز برای خود قانون اساسی دارد. هر خانواده چطور؟ آیا ما مشخص کرده ایم که در قانون اساسی ما چه چیزهایی ارزش های با اولویت بالا دارند و کدام ارزشها اولویت کمتری دارند و اینکه ما چه ماموریتی در این دنیا داریم؟

در حقیقت قانون اساسی هر شخص بر سه پایه استوار است:

- ارزشها

- نقشها

- ماموریتها

که این سه عنصر خود نیز ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند.

ما در زندگی خود نقشهای متفاوتی را ایفا می کنیم و در هر یک از این نقشها پیش فرضهایی را به عنوان باور و ارزش برای خود در نظر گرفته ایم. نقشها ممکن است  توسط خودمان یا دیگران برای ما انتخاب شده باشند و ممکن است آن چیزی نباشند که ما می خواسته ایم . به هر حال آنها با ارزشهای ما کاملا از یکدیگر متاثر هستند. و این دو باعث می شوند که ما ماموریت زندگی خود را مشخص کنیم و یا اینکه ماموریتی را بدون آنکه مشخصش کنیم انجام دهیم!!

تعادل در این معادله سه تایی باعث می شود که زندگی متعادلی نیز داشته باشیم.  به عنوان مثال تمایل به کامیابی مالی از یک طرف و تمایل به فعالیتهای خیریه و بشردوستانه از طرف دیگر ما را به این سو و آنسو می کشد و حل معادله سه تایی در راستای ماموریت ماست که مشخص می کند که به کدام سو حرکت کنیم.

ما به دنبال تدوین ماموریت شخصی خود در سایه اطلاعات شفاف و واقع بینانه امان از نقشها و ارزشهای بنیادین زندگی امان هستیم .

   + سعید - ٤:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/۱

بدترین دردهای زندگی

سلام

ایام عزاداری حضرت امام حسین را به همگی تسلیت می گویم.

اگر از قبل خود را آماده نکرده باشیم تنها وقتی که با مرگ روبرو می شویم یا عزیزی را از دست می دهیم می فهمیم که دردهای اصلی زندگی مان چه بوده است

در واقع بدترین دردهای و ماندنی ترین آنها دردهای درونی است که معمولا از دو منیع ناشی می شود:یکی اتفاقات ناخواسته ایست که در زندگی پیش می اید و بر افرادی که ما به آنها عشق می ورزیم اثر می گذارد و دومی فاصله عمیق بین آن چه واقعا برای ما ارزشمند است و آنچه انجام می دهیم.

 

   + سعید - ٧:٠۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۳

بالاخره یک روزی..................

سلام اعیاد قربان و غدیر مبارک باد

شاید بعضی وقتها به خود گفته اید بالاخره روزی فلان کار را خواهم کرد. یا فلان جا خواهم رفت....... مثلا بالاخره روزی دور دنیا خواهم رفت یا بالاخره روزی فلان ماشین را خواهم خرید. کتاب ... را خواهم خواند..

وقتی این حرف ها را می زنیم در واقع در مورد آنجه برای ما مهم است صحبت می کنیم اما مشکل اینجاست که کی و چگونه به این بالاخره ها واقعیت می بخشیم؟

 

   + سعید - ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٩/۱٠
← صفحه بعد